دكتر عقيقى بخشايشي
732
چهارده نور پاك ( فارسي )
فرزدق آن قصيده غراء را با البداهه سرودند : هذا من خير عباد الله كلهم * هذا التقى النقى الطاهر العلم تا پايان آن سروده وقتى عبد الملك اين سروده را تا پايان شنيد غضبناك و ناراحت شد هر سال كه 1000 دينار به او صله مى داد قطع نمود و او را محروم ساخت ، فرزدق به امام على بن الحسين ( عليه السلام ) شكايت برد امام سجاد ( عليه السلام ) فرمود : من به همان مقدار كه عبد الملك به تو صله مى داد ، مىپردازم ولى مرا از گفتگو با عبد الملك معاف بدار . فرزدق گفت : به خدا قسم من هيچ نوع انتظارى از شما ندارم فقط محض اجر اخروى گفته ام و ثواب آخرت خيلى محبوب تر از پاداش دنيوى است . امام سجاد ( عليه السلام ) با معاوية بن عبدا بن جعفر طيار ارتباط پيدا كرد و او يكى از سخاوتمندان بنى هاشم بود در عين حال يكى از ادباء و نكته سنجان نيز به شمار مى رفت ، معاويه به فرزدق گفت : احتمال مى دهى چه قدر عمر داشته باشى ؟ فرزدق گفت : حدود بيست سال . معاوية بن عبد الله بن جعفر گفت : پس اين بيست هزار دينار است آن را از حال خالص خودم به تو عطا مى كنم تو ابومحمد را ( امام سجاد ( عليه السلام ) ) از درخواست از عبد الملك و گفتگو با او معاف بدار ! فرزدق گفت : من با ابومحمد ( امام سجاد ( عليه السلام ) ) در اين باره ملاقات كرده ام و به او عرض نموده ام كه ثواب آخرت براى من خيلى محبوب تر از پاداش دنيوى است . ( 1 ) در اين داستان چند نكته استفاده مىشود : 1 . داستان برخورد فرزدق به دستگاه اموى دوبار رخ داده است يك بار با عبد الملك بن مروان و بار ديگر با خلف ناصالح او هشام بن عبد الملك مروان و سرودهء او نيز دو نوع مى باشد .
--> 1 . الأختصاص ص 194 و 195 اين داستان را به مجلسى در بحار الانوار ج 11 ، ص 37 از اختصاص نقل كرده است .